فلزکاری PRANCE تولید کننده پیشرو در سیستم های سقف و نما فلزی است.
انتخاب بین دیوارهای آکوستیک آویز در مقابل دیوارهای آکوستیک سقفی، صرفاً به این سوال که کدام روش نصب، صدای بیشتری جذب میکند، مربوط نمیشود. دیوارهای آکوستیک آویز میتوانند سطوح جاذب بیشتری را در معرض دید قرار دهند و از سقف سازهای جدا شوند، که ممکن است در برخی از طرحها، تعامل آکوستیکی را بهبود بخشد. دیوارهای آکوستیک سقفی همچنان میتوانند در صورتی که جنس، ابعاد، فاصله و پوشش آنها با اتاق مناسب باشد، تصفیه مؤثری ارائه دهند. گزینه بهتر به طراحی کامل آکوستیک، ارتفاع سقف، حجم اتاق و هماهنگی با خدمات ساختمان بستگی دارد.
بافلهای آکوستیک معلق زیر سقف روی کابلها، میلهها یا سیستم تعلیق دیگری آویزان میشوند. فضای خالی اطراف آنها میتواند هم سطوح اصلی و هم لبهها را در معرض صدا قرار دهد. طراحان همچنین میتوانند ارتفاع، فاصله و تراز سیستم تعلیق را تنظیم کنند.
این انعطافپذیری برای سقفهای باز و فضاهای داخلی تجاری بزرگ مناسب است، اما منطقه تعلیق ممکن است از قبل شامل کانالها، روشنایی، آبپاشها و سایر خدمات باشد.
بافلهای سقفی مستقیماً به سقف یا سازه نگهدارنده یا نسبتاً نزدیک به آن نصب میشوند. آنها فضای عمودی کمتری را اشغال میکنند و میتوانند برای فضاهای داخلی که فضای سر محدود است، مناسب باشند.
موقعیت نزدیکتر آنها به طور خودکار به معنای عملکرد صوتی ضعیفتر نیست. اگر سطح جاذب کافی نصب شده باشد و فاصله مناسب باشد، یک طرح نصب شده روی سقف ممکن است همچنان هدف آکوستیک اتاق را برآورده کند.
بافلهای آویزان میتوانند مزیت صوتی ایجاد کنند، زمانی که سیستم تعلیق سطح جاذب بیشتری را در معرض دید قرار میدهد و جداسازی مفیدی از سقف سازه ایجاد میکند. با این حال، نوع نصب به تنهایی جذب صدا را تعیین نمیکند. اگر همان جنس و مقدار بافل به طور متفاوتی نصب شود، طرح با عملکرد بهتر به میزان سطح در معرض دید، فاصله نصب و فاصله نهایی و پوشش صوتی بستگی دارد.
یک بافل معلق معمولاً هر دو وجه اصلی و لبههای آن را در معرض صدای ورودی قرار میدهد و به بخش بیشتری از جاذب اجازه میدهد تا با صدای موجود در اتاق تعامل داشته باشد.
در برخی از پیکربندیهای نصبشده روی سقف، وجهی که به سقف نزدیکتر است، کمتر در معرض دید قرار میگیرد. این امر میتواند سطح جذب مؤثر هر بافل را کاهش دهد، اما به این معنی نیست که کل سیستم عملکرد بدتری خواهد داشت. یک طرح نصبشده روی سقف متراکمتر میتواند جذب کل بیشتری نسبت به یک سیستم معلق با توزیع پراکنده فراهم کند.
برای مقایسه، معیار مفید، مساحت جاذب مؤثر در سراسر طرح نصب شده است، نه صرفاً تعداد سطوح در معرض هر بافل.
فاصله بین یک بافل و سقف سازهای میتواند بر رفتار آکوستیکی تأثیر بگذارد زیرا فضای اطراف جاذب را تغییر میدهد. بافلهای آکوستیک معلق به طراحان کنترل بیشتری بر این فاصله نصب میدهند.
شکاف بزرگتر به طور خودکار به معنای عملکرد بهتر نیست. مقدار آن به طراحی بافل، فاصلهگذاری و پیکربندی نصب آزمایش شده بستگی دارد. هنگام مقایسه محصولات، معماران و تیمهای تدارکات باید بررسی کنند که آیا دادههای صوتی منتشر شده از فواصل نصب و فاصلهگذاری که به طور معقولی به طرح پیشنهادی پروژه نزدیک هستند، حاصل شدهاند یا خیر. اگر تنظیمات آزمایش اساساً متفاوت باشد، نتیجه منتشر شده برای پیشبینی سیستم نصب شده کمتر مفید خواهد بود.
یک مقایسه قابل اعتماد در مورد جذب صدا باید خود بافل و همچنین موقعیت نصب آن را در نظر بگیرد. جنس، ضخامت، چگالی، ابعاد، تعداد، فاصله و پیکربندی نصب، همگی بر نتیجه تأثیر میگذارند.
به همین دلیل، یک سیستم آویز نباید صرفاً به این دلیل که سطح بیشتری را در معرض دید قرار میدهد، انتخاب شود. گزینه قویتر، پیکربندیای است که پوشش صوتی کافی را در طرح هماهنگ پروژه فراهم میکند و توسط شرایط آزمایشی که به طور معقول نماینده نصب پیشنهادی هستند، پشتیبانی میشود.
فاصله بین تیغههای آکوستیک بر پوشش آکوستیک کل تأثیر میگذارد، بنابراین نوع نصب نباید بدون در نظر گرفتن طرح نهایی مقایسه شود. یک سیستم معلق با شکافهای پهن ممکن است جذب کلی کمتری نسبت به یک طرح نصب شده روی سقف با فاصله کمتر داشته باشد، حتی اگر هر تیغه آویزان سطح جاذب بیشتری را در معرض دید قرار دهد.
فاصلهگذاری همچنین بر میزان باز بودن سقف تأثیر میگذارد. ممکن است برای سرویسهای نمایان یا شفافیت بصری، شکافهای پهنتر ترجیح داده شوند، اما کاهش تعداد بافلها، میزان مواد جاذب توزیعشده در اتاق را نیز کاهش میدهد. بنابراین، فاصلهگذاری نهایی باید پوشش آکوستیک را با الزامات سقف و سرویس متعادل کند.
جهتگیری تأثیر کمتری دارد اما همچنان کاربردی است. بافلهای آویز عموماً آزادی بیشتری در جهت و تراز ردیفها ایجاد میکنند، در حالی که بافلهای سقفی بیشتر به مناطق نصب موجود بستگی دارند. در هر دو سیستم، جهتگیری باید پوشش صوتی و هماهنگی ثابتی را پشتیبانی کند، نه اینکه صرفاً بر اساس ظاهر تعیین شود.
سقفهای بلند به دیوارکوبهای معلق آزادی عمل بیشتری در طراحی میدهند. آنها را میتوان در حالی که فضای بالای سر را حفظ میکنند، پایینتر از سقف سازهای قرار داد و ممکن است سیستم صوتی را به منطقه اشغال شده نزدیکتر کنند.
در فضاهای پایینتر، همان عمق آویز میتواند باعث شود سقف شلوغ به نظر برسد یا در خدمات اختلال ایجاد کند. بافلهای نصب شده در سقف، فضای عمودی بیشتری را حفظ کرده و نمای سقف را تنگتر میکنند.
حجم اتاق نیز بر میزان تصفیه مورد نیاز تأثیر میگذارد. یک سالن بزرگ ممکن است به مساحت جاذب بیشتری نسبت به یک اتاق کوچکتر نیاز داشته باشد. بنابراین، تیم پروژه باید در نظر بگیرد که چه تعداد بافل میتواند به طور واقعبینانه در طرح سقف هماهنگ قرار گیرد، نه فقط عملکرد هر واحد.
نصب دیوارکوب آکوستیک میتواند انتخاب عملی بین سیستمهای معلق و سقفی را پس از هماهنگی MEP تغییر دهد. دیوارکوبهای آکوستیک معلق به نقاط اتصال سازهای و مسیرهای معلق آزاد نیاز دارند، بنابراین کانالها، آبپاشها، روشنایی و سایر خدمات میتوانند فاصله مورد نظر یا تراز ردیفها را مختل کنند.
بافلهای نصبشده روی سقف از عمق آویز کمتری استفاده میکنند، اما برای سطح سقف موجود و فضاهای نصب، رقابت مستقیمتری دارند. این امر میتواند استفاده از آنها را در برخی فضاهای کمارتفاع آسانتر کند، اما در جاهایی که سرویسهای سقفی بهطور متراکم چیده شدهاند، محدودیت بیشتری ایجاد میکند.
دسترسی به بخش تعمیر و نگهداری نیز باید در انتخاب سیستم تأثیر بگذارد. صرف نظر از اینکه از کدام سیستم استفاده شود، طرح نهایی باید امکان دسترسی به خدمات ساختمان را بدون نیاز به حذف گسترده پوشش آکوستیک فراهم کند.
در پروژه سالن ویژه فرودگاه بینالمللی کوراسائو هاتو PRANCE یک سیستم سقف U شکل جایی که فاصلهگذاری، ترازبندی، روشنایی، تهویه مطبوع، تأسیسات ایمنی در برابر آتش و دسترسی به تعمیر و نگهداری، همگی باید در طرح سقف هماهنگ میشدند. این پروژه همچنین تعادل آکوستیک را به عنوان یک الزام طراحی شناسایی کرد. این نشان میدهد که چرا یک سقف کاذب باید به عنوان یک سیستم هماهنگ ارزیابی شود: فاصلهای که از نظر آکوستیک کار میکند، پس از اعمال روشنایی، خدمات، شرایط نصب و الزامات تعمیر و نگهداری، همچنان باید کاربردی باشد.
عامل | بافلهای آویزان | بافلهای سقفی | اثر عملی |
ناحیه جاذب در معرض | اغلب بیشتر | ممکن است در نزدیکی سقف محدودتر باشد | میتواند بر پتانسیل جذب صدا تأثیر بگذارد |
فاصله نصب | قابل تنظیم | معمولاً محدود | ممکن است بر رفتار آکوستیک و پیکربندی آزمایش شده تأثیر بگذارد |
پوشش آکوستیک | بستگی به فاصله و کمیت دارد | بستگی به فاصله و کمیت دارد | طرحبندی میتواند به تنهایی از نوع نصب مهمتر باشد |
ارتفاع سقف | نیاز به فاصله عمودی بیشتر | فضای سر بیشتری را حفظ میکند | میتواند تعیین کند که کدام سیستم عملی است |
انعطافپذیری طرحبندی | آزادی عمل بیشتر در ارتفاع و ترازبندی | بیشتر به محل نصب سقف وابسته است | بر فاصلهگذاری و هماهنگی خدمات تأثیر میگذارد |
هماهنگی نمایندگان پارلمان اروپا | از منطقه تعلیق استفاده میکند | از سطح سقف و محلهای اتصال استفاده میکند | خدمات ممکن است طرح مورد نظر را محدود کنند |
دسترسی به تعمیر و نگهداری | بستگی به فاصله ردیفها دارد | بستگی به طرح اصلاح دارد | دسترسی باید عملی باقی بماند |
نمایه بصری | لایه لایه تر و معلق تر | جمع و جورتر | بر انتخاب معماری تأثیر میگذارد |
بافلهای آویز در مواردی که ارتفاع سقف کافی باشد و طراحی به سقف باز یا لایهای نیاز داشته باشد، مناسب هستند. همچنین زمانی که طرح به انعطافپذیری در ارتفاع آویز، تراز ردیف یا جهتگیری نیاز دارد، به خوبی کار میکنند.
قرار گرفتن در معرض سطح بیشتر میتواند عملکرد آکوستیک را پشتیبانی کند، اما تنها در صورتی که طرح هماهنگ، سطح جاذب کافی را حفظ کند. اگر کانالها، روشنایی یا سایر خدمات به طور مکرر ردیفهای بافل را قطع کنند، نصب نهایی ممکن است متفاوت از هدف طراحی اولیه عمل کند.
بافلهای سقفی اغلب در مواردی که فضای سر محدود است، طراحی به پروفیل سقف جمعوجور نیاز دارد یا سیستمهای تعلیق بلند هماهنگی را پیچیده میکنند، کاربردیتر هستند.
آنها همچنین برای سقفهایی با نواحی نصب شفاف مناسب هستند که در آنها میتوان بدون پایین آوردن سطح پوشش، پوشش صوتی کافی را به دست آورد. موقعیت نصب نزدیکتر ذاتاً پایینتر نیست. عملکرد مواد، تعداد بافلها، فاصله و توزیع، معیارهای مفیدتری برای مقایسه عملکرد صوتی هستند.
با هدف آکوستیک شروع کنید، نه با روش نصب. جنس جاذب و پیکربندی آزمایششده را بررسی کنید، پوشش آکوستیک مورد نیاز را تعیین کنید و فاصله عملی را برای اتاق تعیین کنید.
سپس طرح پیشنهادی را با توجه به ارتفاع سقف، نقاط اتصال سازهای، روشنایی، سیستم تهویه مطبوع، آبپاشها، الزامات دسترسی و مفهوم معماری بررسی کنید. این شرایط معمولاً نشان میدهد که آیا چیدمان آویز یا سقفی کاربردیتر است.
برای مشخصات و خرید، سیستمهای پیشنهادی کامل را با هم مقایسه کنید. بافلهای آویز ممکن است سطح جاذب بیشتری در معرض دید و انعطافپذیری در موقعیتیابی فراهم کنند، در حالی که بافلهای سقفی میتوانند با فضای عمودی کمتری به تصفیه مورد نیاز دست یابند. گزینه بهتر، گزینهای است که همچنان الزامات آکوستیک را تحت فاصله واقعی، شرایط نصب، خدمات و محدودیتهای اتاق برآورده کند.
خیر. شکاف بزرگتر میتواند نحوه تعامل بافل با صدای منعکس شده را تغییر دهد، اما فاصله بیشتر سیستم تعلیق به طور خودکار عملکرد را بهبود نمیبخشد. جنس، ضخامت، ابعاد، فاصله، مقدار، شرایط اتاق و پیکربندی نصب آزمایش شده نیز بر نتیجه تأثیر میگذارند. بنابراین دادههای آکوستیک باید نشاندهنده یک چیدمان نسبتاً نزدیک به نصب پیشنهادی باشند.
بله، اما طرح بافل باید قبل از نهایی شدن موقعیتهای نصب، با خدمات MEP هماهنگ شود. بافلهای معلق به نقاط آویزان و مسیرهای آویز واضح نیاز دارند، در حالی که واحدهای سقفی مستقیماً برای سطح سقف رقابت میکنند. روشنایی، آبپاشها، پخشکنندهها، آشکارسازها، پنلهای دسترسی و مسیرهای تعمیر و نگهداری همچنان باید کاربردی و در دسترس باشند.
لزوماً نه. پوشش مورد نیاز به حجم اتاق، سطوح بازتابنده، تعداد افراد، هدف آکوستیک و سیستم انتخابی بستگی دارد. پوشش جزئی میتواند مؤثر باشد، اما فاصلهگذاری باید از طراحی آکوستیک پیروی کند، نه صرفاً ریتم تزئینی. یک طرحبندی متعادل بصری ممکن است همچنان از کنترل طنین مورد نیاز، کوتاهتر باشد.
فقط زمانی که شرایط آزمایش و نصب قابل مقایسه باشند. جنس، ضخامت، ابعاد، مقدار، فاصله، فاصله نصب و پیکربندی آزمایش را با مقادیر منتشر شده مقایسه کنید. یک سیستم معلق که با فضای باز در اطراف جاذبها آزمایش شده است، ممکن است هنگام نصب نزدیک سقف، نتیجه مشابهی نداشته باشد.